فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

مقدمه 24

چهارده رساله ( فارسى )

پيش گرفته‌اند و بگفتهء يكتن از ظرفاء و شعراء حور را كرده رقم جورآسا * چشم از ارقام بدش خشم نما كرده كلكش رقم چار چو خار * يار را تفرقه ناكرده ز نار آرى تربت غربت و غربت كربت ميشد يار مىبايد و نميآيد غير مىآيد و نمىبايد ولى هرگز كاتب مكلّف بتعيين مؤلف نيست الانسان محل السهو و النسيان . ان الجواد قد يكبو انّ الصارم قد ينبو و بگفته ظريفى قد هم بتحقيق قد تحقيقى و عذر پذيرفتنى است با اين همه ممكن است خواجهء طوسى بخواجهء رئيس اشتباه شود ولى هيچ‌كدام بمير سيد شريف اشتباه نميشوند . نگفته نگذارم چون مؤلف را نشناختم بر آن شدم كه از چاپ آن صرفنظر كنم و پرتونامه را كه بسيار به اين كتاب نزديك است چه از نظر معانى و مطالب و چه از نظر الفاظ و عبارات و تصور ميكردم كه در آن باره شك نيست و بيقين پرتونامه نگارش شهاب الدين سهروردى شيخ الاشراق مقتول است و غير آن عارف معروف و داناى مرشد شهابست كه محرم راز و شيخ دليل سعدى شيراز بوده و سه پند چون قند او با آنكه بر روى آب بود تا كنون باقى مانده و مرور زمانش از ياد نبرده و بيان سعدى از آن قند مكرّر ساخته و از دستبرد روزگارش مصون داشته معلوم شد كه در پرتونامه هم سخن باختلاف ميرود برخى بخواجه طوسى و بعضى با فضل الدين كاشانى نسبت داده‌اند با توجّه باينكه نويسندگان بزرك گرچه از نظر زمان نزديك نبوده ولى اهل تحقيق بودند پرتونامه را به شيخ اشراق نسبت داده‌اند فى المثل صاحب روضات الجنّات پرتونامه را ضمن تأليفات وى نام برده است ولى تا ايجاد يقين نكند و قلب مطمئن نشود حكم نتوان كرد در صورتى كه براى حقوق مالى و امور مادّى كه بگفته حكما از امور اعتبارى است شارع مقدّس براى قاضى وظايفى مقرّر داشته و تكاليفى معين فرموده كه پيش از انجام آن مقدّمات اقدام بصدور حكم نكند تا حقوق صاحبان آن تضييع نشود بعقيدهء من رسيدگى بحقوق علمى و امور روحانى و اخلاقى را دقت و تحقيق بيشترى ضرور است از اينرو در باب كتاب حاضر ملاك و مناط حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز واحد ايجاد مقتضى كرد بويژه چنان كه اشاره كردم اين هر دو كتاب مشابه‌اند و يكى از ديگرى اقتباس